+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۶ساعت 22:28 توسط عیسی گلپور بارکو سرایی |
نظر بدهید
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۶ساعت 22:11 توسط عیسی گلپور بارکو سرایی |
نظر بدهید
گروه کوهنوردی شهدای آنسرمحلّه لنگرود,
بسمه تعالی گزارش صعود مشترک به قلّه تریشوم ماسوله(جمعه96/01/25):حسب الامر فراخوان هفته پیش هیئت کوهنوردی شهرستان لنگرود مبنی بر انجام صعود مشترک به قله تریشوم ماسوله برای توجه دادن اذهان عمومی به عزیزان سندروم داون استان گیلان و از طرفی گرامیداشت یاد و خاطره زنده یاد علیرضا حدادیان که در سانحه تصادف رانندگی بدرود حیات گفته و اعضای بدنش برای پیوند اهدا شده ترتیب داده شده بود یک اکیپ 16 نفره از کوهنوردان لنگرودی در قالب گروههای مختلف بهمراه 2 نفر از کوهنوردان فومنی که بعنوان راه بلد مسیر و با هماهنگی قبلی انتخاب شده بودند و در فومن به جمع ما ملحق شدند برنامه را شروع نمودیم.
شرح برنامه:در ساعت 3/15 بامداد جمعه 96/01/25 در میدان نماز شهرستان لنگرود اجتماع نمودیم.در ساعت 3/30 بامداد توسط یکدستگاه مینی بوس حرکت خود را بسمت ماسوله آغاز نمودیم.ما در ساعت 5/30 صبح مقابل مسجد جامع شهرستان فومن توقف نمودیم.با اقامه فریضه صبح و کمی استراحت در ساعت 6/15 و با ملحق شدن آقایان حاجتی و ادهم بعنوان راهنمایان مسیر به ادامه حرکت بسمت ماسوله پرداختیم.ما در ساعت 7 صبح به روستای آغوز کله در 3 کیلومتری ماسوله رسیدیم.کنار یک پل با نرده های فلزی توقف نمودیم.این پل بر روی یک رودخانه که آبش خروشان و گل آلود بنظر میرسید بسته شده است.در حاشیه رودخانه و این پل تفرجگاههای قشنگی وجود دارد که محل اطراق مسافران می باشد.با عبور از این پل به یک دوراهی میرسیم که سمت راست آن به داخل روستای آغوزکله میرود.کنار پل جمع شدیم .به شنیدن سخنان رئیس هیئت آقای ملکی و آقای نصرا... علی نژاد بعنوان سرپرست برنامه و آقای حاجتی بعنوان راهنمای مسیر مشغول شدیم.پس از ارنج گروه و انتخاب سرپرست،جلودار، عقب دار و کوهیاران انجام چند حرکت نرمشی در برنامه قرار گرفت.
پس از آن بسمت داخل روستا که چند خانه در آن وجود داشت حرکت نمودیم.هوا نیمه ابری تا ابری بود و بتدریج کورسویی از نور خورشید مشاهده می شد از همان ابتدا وزش باد را که شاه بیت صعود امروزمان بود داشتیم و افزایش مداوم و فزاینده شیب حکایت از یک صعود سخت داشت چون این قله که ارتفاعش 2700متر ذکرشده (البته با کمی اختلاف نظر در این زمینه)به دماوند کوچک معروف می باشد.از نکات جالب این صعود می توان به این نکته اشاره نمود که کلاً این برنامه را میتوان به دوقسمت تقسیم نمود یکی ارتفاع زیز 1800 که بصورت جنگلی می باشد و دوم منطقه مرتعی و فاقد درخت.می دانیم که از نظر علمی ما تا منطقه 1800 متر میتوانیم درخت و درختچه ها را مشاهده نماییم که در ارتفاعات پایین بصورت پهن برگ و با افزایش ارتفاع بحالت سوزنی برگ دیده می شوند و باز با افزایش ارتفاع به درختچه و بوته و ... دیده میشوند.وجود درختان آلوچه در طول مسیر و پوشش متنوع گیاهی چشم نواز بود گیاهانی نظیر پامچالهای رنگارنگ،گزنه کوهی،آقطی،سیر کوهی و ....
از دیگر نکات جالب در طول مسیر دیدن دامنه های پوشیده از برف قله های پیرامون ما بود که رخ می نمود که از جمله آنها میتوان به کله قندی،شاه معلم،آسمان کوه،لاسه سر و ... اشاره نمود.ما پس از 2 ساعت کوهپیمایی در مسیر شیبدار به یک منطقه کمپ گونه که چند آلونک چوبی در آن قرار داشت رسیدیم.ما صبحانه را در ساعت 9/15 و در این منطقه که چشمه آبی نیز در آن قرار داشت صرف نمودیم.نکته قابل ذکر دیگر وجود چند چشمه تا نزدیکی قله بود که از مزایای این صعود بود.
پس از صرف صبحانه و کمی استراحت برای چاق شدن نفسها به ادامه طی طریق پرداختیم در حالیکه در منطقه جنگلی که درختان بعنوان بادشکن عمل می نمایند کمی از آزار وزش باد در امان بودیم اما چشمتان روز بد نبیند پس از اتمام منطقه جنگلی لحظه به لحظه بر میزان شدت باد افزوده می شد .ما در ساعت 11 و در یال پایانی قله اطراق نمودیم تا جانهای به گلو رسیده لختی استراحت بنمایند.تصمیم بر این گرفته شد که کوله ها را در این محل بگذاریم و سبکبارتر بسمت قله حرکت کنیم اما مگر وزش باد چنین اجازه ای را به ما می داد.مجبور شدیم کوله ها را بهم ببندیم و دستان یکدیگر را بهم قلاب کنیم.وزش باد سنگریزه ها را بسرعت بسر و صورت ما می کوبید و ما که از نظر امکانات ضعیف بوده و هستیم و عینک و کلاه طوفان نداشتیم بشدت اذیت می شدیم.با رسیدن بر بالای قله مجبور شدیم در موارد متعدد روی زمین دراز بکشیم تا از شر باد در امان بمانیم.باد کلاه و هدبند دوستان را با خود می برد و به ما اجازه حرکت نمی داد.بعنوان مثال بنده حقیر بهمراه استاد کاظم نژاد و آقای علی نژاد در حالیکه دستان هم را گرفته بودیم توسط باد به چپ و راست رانده می شدیم.
از استاد کاظم نژاد پرسیدم آیا چنین شرایطی را در طول دوران طولانی صعودهای خود بیاد دارند ایشان اظهار فرمودند با این شدت و حدّت و با این مقدار زمان طولانی نه .همچنین ایشان به این نکته اشاره نمودند که سرعت باد بالای 70 کیلومتر بر ساعت باعث این مسایل میشود که بعد در موقع برگشت متوجه شدیم که طوفانی با شدت 130 کیلومتر بر ساعت منطقه خلخال و مشکین شهر را که مشرف به این منطقه می باشند درنوردیده هست.
بگذریم به ادامه گزارش بپردازیم در فاصله 25 متری مانده به سنگچینی که نماد قله بود ما آنجا ماندیم و در حالیکه دور هم حلقه زده بودیم جشن صعود برگزار نمودیم اما تعداد دیگری از همنوردان مانند آقای پرویز آل شعبان، آقای هادی شعبانی و ... تصمیم گرفتند در آن نقطه جشن صعود بگیرند و از طرفی صدای وزش باد اجازه نمیداد حرفهای همدیگر را بشنویم.این دوستان بحالت نمیدانم چه کلمه ای را در این ارتباط بکار ببرم بهتره به زبان محلی بگویم چیکال چیکالی یا چیسکالی خود را ّبه آنجا رساندند و چند عکس از صعود گرفتند در حالیکه پرده ها را باد با خودش برد!!!!!!!!!!
به این نکته اشاره کنم که ما پس از 6 ساعت و در ساعت 13 به قله رسیدیم و مدت 20 دقیقه با شرایط گفته شده روی قله توقف داشتیم.ما در ساعت 15/30 به همان محلی که صبحانه را در آنجا صرف نموده بودیم وارد شدیم و ناهار را در این مکان خوردیم.
ما در ساعت 16/30 بسمت پایین حرکت نمودیم و در ساعت 18 به کنار ماشین رسیدیم.و بسمت شهر و دیارمان لنگرود حرکت نمودیم.در کلّ این برنامه ما 11 ساعت بطول انجامید.ما در ساعت 21 به منازل خویش مراجعت نمودیم و بدین ترتیب برگی دیگر از کتاب همنوردی شهرمان ورق خورد و به خاطره ها پیوست.خاطره ای که بعدها از آن زیاد صحبت خواهد شد.تا یادم نرفته عرض کنم در مجموع گروه همگن و یکدستی داشتیم و با این شرایط برنامه بخوبی انجام گرفت.با تشکر از صبر و حوصله ای که بخرج دادید و پوزش بجهت طولانی شدن گزارش برنامه
گزارش تصویری این برنامه:








+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۶ساعت 22:0 توسط عیسی گلپور بارکو سرایی |
نظر بدهید
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۶ساعت 21:46 توسط عیسی گلپور بارکو سرایی |
نظر بدهید