کوهستان
کوهنوردی گروه شهدای اَنسر محلٌه لنگرود
سه‌شنبه 07 اردیبهشت 1395 :: 23:25 ::  نويسنده : e30gol


❤️❤️دلنوشته های کوهستان❤️❤️                                                           برای اولین بار که به کوه رفته بودم شوکت و عظمت کوه سراسر وجودم را فرا گرفت.اولین چیزی که به ذهنم آمد استواری و محکم بودن کوه بود که در طول سالیان متمادی با همه بلایای آسمانی(سرما،گرما،طوفان و بوران)همیشه پا بر جا مانده است استوا و محکم بیشتر از هر روز دیگر.                                                            تنها چیزی که توانست کوه را بر هم بزند تخریب توسط انسانها بود.کندن خاک و سنگ از دل او.                                                              وای که این تقدیر چقدر آشناست.انگار که انسانیت را از انسان جدا کنند.آن وقت دیگر نمی تواند استوار و محکم بماند.                                وقتی قدم به سوی کوه گذاشتمبعد از مدتی پاده روی کنار جوی آبی جاری و روان دیدم  او می رفت نمیدانم کجا ولی می رفت...وایچقدر زیباست خوبی را مثل این رود جاری کنیم.بدون اینکه بدانیم که به چه کسی عشق می ورزیم .محبت خدا را جاری کنیم.....چه درسهایی می آموزد کوه به ما!!!!!!!!!!!!!!                            باز هم جلوتر ،انگار که اینجا جای دیگریست زیرا صدای بلبلان اینجا نغمه های عشق است که سرود جاودانگی را سر می دهند. زیرا از آن جایی که من آمده ام بیشتر صدای کلاغ را می شنوم و بلبلان قفسمان نیز صدای کلاغ را تقلید می کنند.!!!!!!!!!! کوه جای دیگریست .همه چیز و همه کس دست به دست هم می دهند تا نواهای عاشقانه سر داده شود.زیرا اینجا آزادترند چون که بهشت گمشده همه انسانهاست.                                                  به بالای قله رسیدم همان جا که اسمش دکل هست ،دکل لیلاکوه.در میان  انبوه درختان جنگل نسیمی صورتم را نوازش داد .....وای که دستان خدا را دیدم.این دستان خدا بود که صورتم را نوازش کرد.حس عجیبی بود.بیشتر نفس میکشیدم تا بیشتر نسیم خدایی در وجودم جاری شود.


....این بهترین نمازی بود که در تمام زندگیم در میان کوه خواندم .برتر از هزاران نمازی که در مسجد خوانده ام زیرا که خدا را آنجا ندیدم اما اینجا سراسر خدا بود و عشق خدایی!!!!!!!!!!!!!!                      یاد استاد الهی قمشه ای افتادم که می گفت از می نابی بخورید که دائم مست گردید.همان می ناب که بسم الله الرحمن الرحیم هست.که دائم انسان را مست میکند....                                                    ولی من هر چه خواندم مست نشدم تا که چنین روزی به کوه رسیدم دیدم واقعاً بسم الله الرحمن الرحیم آدم را مست می کند.بنام خداوند بخشنده و مهربان که آفریده است چنین عظمتی را.که ما بیاموزیم و سر تعظیم بسویش فرود آوریم.                                      عظمت کوه عظمت خداست و انسانهای خدایی در میان کوه به دنبال نیمه گمشده خود می گردند.                                                       این تنها آرمان شهریست که در زندگیم دوستش دارم.!!!!!!!!!!!!!!❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️


دلنوشته ای از همنورد عزیزمان جناب آقای هادی شعبانی

شنبه 21 فروردین 1395 :: 23:19 ::  نويسنده : e30gol

ساعت 4/45 صبح جمعه مورخه 95/1/20در میدان نماز شهرستان لنگرود گردهم آمدیم.توسط یکدستگاه مینی بوس که با تلاش دکتر نیکوکار رئیس دانشکده

پرستاری و مامایی و پیراپزشکی لنگرود تدارک دیده شده بود -(جا دارد از ایشان تقدیر و تشکر نمائیم) ساعت 5/15 بامداد حرکت خود را بسمت خصیل دشت(خسیب دشت نیز گفته شده)شروع نمودیم.

پس از گذر از لنگرود به شهر زیبای کومله رسیدیم.با عبور از روستای گولاک محله(مرقد شهید املاکی در این مکان قرار دارد) و روستای سلوش و چند روستای دیگر به روستای بلوردکان رسیدیم.در این روستا به پلی که در یک سه راهی واقع شده رسیدیم.مسیر مستقیم این سه راهی به روستاهای سرلیل وچال دشت و لیارو و...منتهی می گردد و مسیر سمت چپ که در مسیر حرکتمان قرار داشت به هلو دشت (هالی دشت) املش میرود.

جاده هالو دشت یک جاده کوهستانی پر پیچ و خم با افزایش مداوم شیب می باشد و در دو طرف جاده پوشیده از درختان انبوه جنگلی می باشد .مناظر بسیار چشم نوازی در پیرامون این جاده وجود دارد که چشم هر انسان زیبا بینی را به خویش خیره می نماید.افراد زیادی از اقصی نقاط کشور جهت تفرج و گذراندن لحظات شیرین و خاطره انگیز به این نقاط سفر می کنند و از آن لذت میبرند.

در هلو دشت چند ویلا و همچنین رستوران و امکانات رفاهی وجود دارد .ما مسیر خود را بسمت خصیل دشت ادامه دادیم .در ساعت 7/15 صبح به خصیل دشت وارد شدیم.در آنجا تعدادی از دوستان همنورد لنگرودی را مشاهده کردیم که از منطقه تابستان نشین املش آمده بودند و شب در این مکان توقف داشتند.پس از خوش و بش با این عزیزان که عازم اسپیلی دیلمان بودند پس از استراحتی مختصر و صرف صبحانه آماده حرکت شدیم.

تعداد ما 17 نفر بود.ما در ساعت 8/15 بسمت قله حرکت کردیم.پس از طی مسافتی کوتاه توسط آقای ملکی (رئیس هیئت کوهنوردی لنگرود) بمدت 15 دقیقه اقدام به نرمش صبحگاهی و حرکات کششی نمودیم تا بدنهایمان مهیای صعود گردند.

پس از معرفی عوامل اجرایی برنامه به حاضران ما طی طریق بسمت قله را ادامه دادیم و در ساعت 10/40 به قله رسیدیم.در طول مسیر مقداری استراحت و تجدید قوا داشتیم.

هوا خوب و کاملاً مستعد صعود بود .ما بمدت نیم ساعت روی قله توقف نمودیم و عکسهای خاطره انگیز گرفتیم.

روز 20 فروردین در تقویم کشور ما بنام روز ملی فناوری هسته ای نامگذاری شده است ما این روز را گرامی داشتیم و از مقام شامخ شهدای هسته ای که جان خویش را در راه عزت و سربلندی ایران عزیز تقدیم نموده اند تجلیل بعمل آوردیم.

در ساعت 11/15 به سمت پایین حرکت کردیم .ما در ساعت 13/30 به خصیل دشت برگشتیم و در قهوه خانه سنتی آنجا ناهار را صرف نمودیم و نماز ظهر و عصر را اقامه نمودیم.در ساعت 14 بسمت لنگرود به راه افتادیم و در ساعت 16 به شهر و دیار خویش مراجعت کردیم.

بدین ترتیب روزی زیبا و به یاد ماندنی در سفرنامه کوهنوردیمان ثبت گردید.

لازم به ذکر است که در این برنامه به پاس زحمات دکتر نیکوکار از طرف هیئت کوهنوردی لنگرود هدیه ای به رسم یادبود همراه با لوح تقدیر و سپاس به ایشان اعطا گردید.

جا دارد از زحمات آقای هادی کاظم نژاد بعنوان راهنمای برنامه آقای نصرالله علی نژادیان بجهت برنامه ریزی این صعود و آقای پرویز آل شعبان سرگروه محترم گروه کوهنوردی شهدای آنسرمحله تقدیر و تشکر بعمل آوریم.

 

 

 

 

 

 

 

 

شنبه 29 اسفند 1394 :: 13:55 ::  نويسنده : e30gol

و اما سخن آخر :

پای کوه کنار صخره ای نشسته بودم

به بازی ابر و باد در میان دشت خیره شدم

به تابش نور خورشید در سکوت قلّه توجّهی کردم

چنان تابلویی برایم مصوّر شد که مرا ساعتها مسحور خویش کرد

در این لحظه زیبا بود که پرنده عشق در آغوشم آمد

گفت می توانی برای کوه نامه ای بنویسی

گفتم می توانم امّا قلم ندارم

گفت از پرم بنویس

گفتم جوهر چیست

گفت از خونم بنویس

گفتم ورق ندارم

گفت روی سینه ام بنویس

آن گاه من با تمام وجود اینگونه نوشتم

اگر حلقه عشق از طلاست

حلقه دوستی از وفاست

حلقه کوهنوردان کوههاست

مطلب فوق از زبان یک کوهنورد خوش ذوق رودسری عنوان گردید که در بخشی از مسیر

با ایشان همکلام شده بودیم.

سالی خوش و خرّم توأم با موفقیت و سربلندی برای همه هموطنان عزیز آرزومندیم.

 

گروه سنّی زیر 12 سال

گروه سنّی 16-12 سال

گروه سنّی بالاتر از 16 سال

مسابقه طناب کشی که با شرکت تیمهای مختلف برگزار گردید.

بازی بومی محلّی قیش بازی که با استقبال حاضران روبرو شد و با شور و حرارت خاصی برگزار گردید.

از نکات جالب توجه مسابقات دو و میدانی حضور آقای اسکندر بلوکی بود.ایشان قهرمان دوی ماراتن آسیا هستند.ایشان بعنوان ملی پوش تیم دوومیدانی ایران در 10 اسفند در مسابقات بحرین شرکت خواهند نمود همچنین بعنوان عضو تیم ملی ب کوهستان در کشور قطر شرکت خواهند داشت.ایشان بتازگی بعنوان قهرمان اخلاق استان گیلان معرفی شدند.حضور این دونده محبوب لنگرودی باعث ایجاد انگیزه در جوانان منطقه شده بود.در پایان این مسابقات از ایشان تقدیر و تشکر بعمل آمد.

مراسم اعطای جوایز به نفرات و تیمهای برتر مسابقات

عوامل اجرایی این مسابقات که جا دارد از زحمات همه این عزیزان تقدیر و تشکر نمائیم.

جمعه 18 دی 1394 :: 20:37 ::  نويسنده : e30gol

 اضافه وزن، به ویژه در ناحیه مرکزی بدن، سبب افزایش کمر درد می شود. همواره به شاخص توده بدنی توجه داشته باشید. شاخص توده بدنی (BMI) مهمترین فاکتور در تعیین وزن نرمال، اضافه وزن و چاقی است. شاخص توده بدنی با تقسیم وزن (به کیلوگرم) بر توان دوم قد (به متر) به دست می آید. شاخص توده بدنی کمتر از ۱۸.۵، نشان دهنده کم وزنی غیر طبیعی است. اگر عدد بدست آمده بین ۱۸.۵ تا ۲۴.۹ باشد، یعنی وزن فرد طبیعی است. عدد بزرگتر و مساوی ۲۵، نشاندهنده اضافه وزن است. عدد ۳۰ به بالا نشاندهنده چاقی است، که به ترتیب به چاقی درجه یک (بین ۳۰ تا ۳۴.۹)، چاقی درجه دو (بین ۳۵ تا ۳۹.۹) و چاقی درجه سه (۴۰ به بالا) تقسیم بندی می شود. آگاهی از شاخص توده بدنی برای هر فرد ضروری است.

برگرفته از وبلاگ موسسه علمی پزشکی کوهستان ایرانیان-دکتر حمید مساعدیان

نشانی اینترنتی:http://iranmountainmedicine.blogfa.com

درباره وبلاگ


به وبلاگ من خوش آمدید
موضوعات

پيوندها

نويسندگان

 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران