کوهستان
کوهنوردی گروه شهدای اَنسر محلٌه لنگرود
یکشنبه 26 بهمن 1393 :: 21:40 ::  نويسنده : e30gol

ساعت 4/30 بامداد جمعه مورخه24/11/1393 در جلوی مسجد لیلاکوه گردهم آمدیم.بدلیل بارندگی در چند روز گذشته و تداوم آن حرکت خود را

در زیر بارش باران آغاز نمودیم.استفاده از چتر و روشنایی چراغهای هدلایت دوستان و حرکت ستونی اعضای گروه جلوه ای خاص بخود گرفته بود.

با توجه به جمیع این شرایط و از طرفی ضیق وقت تعدادی از دوستان برنامه این هفته ما در مسیری کوتاهتر و سهل الوصول تر برگزار شد.ما پس از

عبور از جاده زیبا و پر پیچ و خم به بقعه آقا سید محمد بالاسرای لیلاکوه رسیدیم.

اقامه نماز صبح در این مکان معنوی و صرف صبحانه که در فضای صمیمی انجام شد و مراسم بزرگداشت هشتمین سال درگذشت جوانان عزیزمان از جمله برنامه های مابود.

(مرحوم علی آل شعبان فرزند دلبند آقای حاج پرویز آل شعبان،مرحوم حامد مولوی نژاد فرزند دلبند آقای حاج علی مولوی نژاد و مرحوم احسان مولوی نژاد

برادر زاده ایشان سه دوست صمیمی بودند که از لنگرود به مقصد قزوین در حرکت بودند که دچار سانحه دلخراش تصادف رانندگی شدند و بدرود حیات گفتند.)

یاد و خاطره این عزیزان را گرامی می داریم.

گزارش تصویری این برنامه:

حرکت در زیر بارش باران
جاده پر پیچ و خم و زیبای منتهی به بقعه متبرکه آقا سید محمد بالاسرای لیلاکوه

اقامه فریضه صبح در این مکان مقدس

صرف صبحانه در یک فضای معنوی و صمیمانه(با تشکر از آقای محمد رحیمی)مسئول تدارکات این هفته ما

یاد و خاطره این جوانان همیشه در ذهن و قلب ما خواهد بود.(روحشان شاد)
آقای علی مولوی نژاد                                                                                     آقای پرویز آل شعبان
و اما کلام آخر از همنورد عزیزمان آقای هادی شعبانی:
امروز روز دیگری بود.امروز نغمه های زیادی در طبیعت به صدا در آمدند.شاید هارمونی تمام آهنگهای طبیعت
برای دوست داشتن خداوند...
صدا،صدای خدایی بود نمی دانم!!!!!!!
بلبلان ،نم نم باران ،رودخانه ها و رودهای جاری از گذرگاههایی که عبور می کردند ،همه و همه زمزمه سر می دادند و یا ربّ و یا ربّ می گفتند.
چقدر زیبا هست طبیعتی که خداوند به ما داده است و چقدر زیباست روح پاک طبیعت و چقدر ناسپاسیم ما انسانها که به طبیعت و روح خداوند
آسیب می رسانیم.چگونه آسیب می رسانیم روح خداوند را بهتر بگویم روح خودمان را!!!!!!!!!
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
صدایت را می شنوم ای خدای من!!!!!!!!!!
صدایت را می شنوم ای خدای من!!!!!!!!!!
که چگونه زمزمه ساز می کنی ،چگونه با من عشق نوازی می کنی با بارش بارانت و ترحم مهرت بر چهره های ما کوهنوردان.
چگونه بگویم که صدایت را می شنوم و ترا حس می کنم و می بینم که با دستهایت ،با بارانت روح ما را نوازش می کنی و
چگونه آهنگ زیبای عشق را با ما و با قدمهای ما به سرود در می آوری !!!!!!
با هر قدم ما صدای جیرجیرک و بلبل و باد و خواننده زیبای طبیعت ما رود جاری داخل کوهستان.......!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
بهار در راه است........
 
چهارشنبه 08 بهمن 1393 :: 14:18 ::  نويسنده : e30gol

لحظات اعجاب انگیز سپیده دم در کوهستان از زبان تصاویر:

یکی از ویژگیهای گروه کوهنوردی شهدای آنسرمحله لنگرود این است که برنامه های صعود خود را در ساعت 4/30 بامداد و قبل

از دمیدن صبح برگزار میکند.مخصوصاً در شش ماهه دوم سال که طلوع آفتاب دیرتر صورت می گیرد.حال و هوای خاصی در این موقع از

شبانه روز وجود دارد که این زمان را از سایر زمانهای شبانه روز متمایز می سازد.

هوا کاملاً تاریک است.سکوت خاصی حکمفرماست.فقط صدای آبشارها به گوش می رسد و یک سری از موجودات مثل جیرجیرکها

که در حال نواختن هستند و صدای خش خش برگهای زیر پا و طنین صدای دوستان که هر از چند گاهی در این سکوت شنیده می شود.

برای دیدن مسیر ناگزیریم از چراغ پیشانی (هدلایت) یا چراغ قوه دستی استفاده نمائیم که خود فضای خاصی را بوجود می آورد.

کم کم به لحظات ملکوتی اذان صبح نزدیک می شویم .صدای حیوانات مختلف با هم شنیده می شود.

انگار همه با هم بهترین ارکستر سمفونی طبیعت را می نوازند.

یُسبّح لله ما فی السموات و ما فی الارض......

و هوالعزیزالحکیم       و هوالغفورالرحیم   و.....

واقعاً غیر قابل توصیف هست....مخصوصاً در روزهای بارانی که ترنم باران و یا بارش برف نیز به این زیبائیها افزوده می شود.یا وزش باد

که رقص برگها و شاخه ها را بطور ریتمیک بدنبال خود دارد.

صدای اذان در این تاریکی شنیده می شود.

الله اکبر    الله کبر      الله اکبر     الله اکبر

خدایی که این همه زیبائی را آفریده بزرگتر از آن است که توصیف شود.و....

همه منتظر نور و روشنایی هستیم.همه به کنار زدن سیاهی و تاریکی امید داریم.بتدریج سیاهی رخت بر می بندد و روشنایی پدیدار می شود.وای چه لحظات اعجاب انگیزی است.....

اگر در مسیرمان بقعه متبرکه ای باشد در این فضای معنوی نماز گزارده می شود و گرنه در همان مکانی که هستیم حمد و ثنای آفریدگار

و خالق زیبائیها به جای آورده می شود.البته نه آنگونه که شایسته اوست...

                       بنده همان به که زتقصیر خویش عذر به درگاه خدای آورد

                      ورنه سزاوار خداوندیش کس نتواند که بجای آورد

دستها به سمت آسمان بلند می شود و ...خدایا شکرت بخاطر درک این لحظات....

البته شکر فقط بُعد افزون خواهی ندارد .شکر بُعد دیگری نیز دارد و آن این هست که از خدا بخواهیم به ما کمک کند از داشته یمان

طغیان نکنیم.پول و ثروت ،قدرت جسمانی،شهرت و....و این به معنای حقیقی شکر نزدیکتر است.خدمت به خلق خدا به اندازه بضائت

یعنی شکر و سپاس آنچه که داریم...

کم کم سپیدی پدیدار می شود یعنی جهل و ظلمت و تاریکی کنار زده می شود .خدایا هر آنچه تاریکی است و در وجودمان هست را کنار بزن و ذهن و قلب ما را به نور ایمان منور بفرما ای هو النور

و این حقیقت که تا تاریکی نباشد نور و روشنایی مفهوم واقعی خود را پیدا نمی کند و برای رسیدن به روشنایی باید از تاریکی گذشت....

برای رسیدن به نور و روشنی حقیقی نیازمند نورهایی هستیم که راهنمای مسیرمان باشند و چه کسانی بهتر از 14 شمع فروزان که روشنگر مسیرمان هستند و « ائمه اطهار(ع) هستند.

از آنجائیکه تا مقصد نباشد مسیر معنا و مفهوم خود را نمی یابد مقصد بهشتی است که باید خودمان با اعمال و رفتارمان بسازیم.

با خدمت به خلق خدا به هر اندازه که وسعمان اجازه می دهد باید مصالح ساخت این مکان آباد(بهشت) را برای زندگی آیند مان

تأمین نمائیم.

خورشید مهربانی و عطوفت پرتو افشانی خود را شروع کرده و همه چیز از نو آغاز شده است و ...

زندگی همچنان جریان دارد....به امید درخشش خورشید ظهور در سرتاسر عالم هستی!!!!!!

چهارشنبه 01 بهمن 1393 :: 22:39 ::  نويسنده : e30gol

همایش پیشکسوتان کوهنوردی استان گیلان در هتل المپیک رشت (سه شنبه 30/10/1393):

ساعت 16 عصر سه شنبه مورخه 30/10/1393 همایش پیشکسوتان کوهنوردی استان گیلان در سالن همایشهای هتل المپیک رشت برگزار گردید.در این همایش سردار امیرگل  رئیس

هیئت کوهنوردی استان گیلان،آقای مصطفی قامتی دبیر هیئت،روسای هیئتهای کوهنوردی شهرستانهای گیلان و جمعی از پیشکسوتان کوهنوردی گیلان شرکت داشتند.

قبل از شروع رسمی مراسم تصاویر زیبایی از کوهستان برای حاضران به نمایش گذاشته شد که با موسیقی آرام و دلنشین جلوه ای خاص پیدا نموده بود.

در ساعت 16/30 با تلاوت آیاتی چند از کلام الله مجید و طنین سرود پرافتخار جمهوری اسلامی ایران برنامه رسمی همایش آغاز گردید.

در ابتدا آقای مهدوی مسئول برگزاری همایش و رئیس کارگروه پیشکسوتان کوهنوردی استان گیلان ضمن خوشامدگویی به میهمانان دعوت شده با اعلام اینکه فدراسیون کوهنوردی و صعودهای ورزشی جمهوری اسلامی ایران چارت جدیدی را اعلام نموده اظهار داشت نظرسنجی از پیش کسوتان جهت تشکیل کارگروه کوهنوردی صورت گرفته است و در این زمینه دو فرم در بین حاضران توزیع خواهد شد .در این فرمها در زمینه مسایل و مشکلات کوهنوردی استان و راهکارهای برون رفت از این مشکلات از پیش کسوتان نظرخواهی شده است.

ایشان استفاده از خردجمعی را در جهت بازدهی مفیدتر برای هیئتهای کوهنوردی موثر دانستند و با اشاره به اینکه 70 سال از سابقه هیئت کوهنوردی گیلان می گذرد اما پیشرفت چندانی نداشته است فلذا یاری جستن از شما در این راستا بوده است.

ایشان افزودند جمع آوری آمار و اطلاعات در جهت تشکیل بانک اطلاعات کوهنوردان استان گیلان و دعوت به همکاری برای تشکیل چارت جدید می باشد.جمع آوری پیشنهادات و انتقادات در راه پیشبرد ورزش کوهنوردی استان و ارایه تقویم برای یکسال از برنامه های هیئت کوهنوردی استان می باشد.این برنامه سراسری قرار است بصورت 4 برنامه ،هر فصل یک برنامه و در 4 منطقه شرق ،غرب ،شمال و جنوب گیلان برگزار شود.مسئولین هیئتها می توانند بصورت جمعی منطقه ای یا به تنهائی برنامه صعود و زمانبندی و سایر نکات فنی را اعلام نمایند تا در این تقویم گنجانده شود.

انتقال تجارب پیشکسوتان به نسل جوان از دیگر برنامه های این همایش می باشد.دعوت از نسل جوان و حضورشان در گروههای کوهنوردی می تواند در انتقال این تجارب موثر واقع شود.

سپس خانم منشی نائب رئیس هیئت کوهنوردی گیلان ضمن خیرمقدم و ابراز خرسندی از تشکیل کارگروه ،این حرکت را گامی بزرگ خواندند که می تواند به پیشرفت کوهنوردی استان کمک نماید.ایشان افزودند این برنامه می تواند در صعودهای سراسری برای سالهای آینده در سطح کشور موثر باشد.ایشان در بخش دیگری از سخنان خویش اظهار داشتند علیرغم فعالیت گروههای کوهنوردی در گذشته تاکنون این اتفاق نیفتاده است و امید است این برنامه در آینده اجرا شود.ایشان از پیشکسوتان خواستند در این زمینه با هیئت کوهنوردی استان همکاری نمایند.ایشان با اعلام اینکه مدت 2 سال است که با هیئت همکاری می نمایند از آقای آقاجانی که با تشکیل گروه کوهنوردی البرز سابقه طولانی در این زمینه دارند تشکر و قدردانی نمودند.

در ادامه مراسم آقای هوشنگی پیش کسوت ورزش گیلان به ایراد سخن پرداختند و با اشاره به اینکه بنده کوهنورد نیستم اما مدت 30-35 سال است که آقای آقاجانی را می شناسم.ایشان کوهنوردی را تنها ورزشی دانستند که از لحاظ ابراز دوستی همانند یک زنجیر ضربان قلب افراد را بهم مرتبط میکند و هرگونه مشکل برای یکی از آنها بقیه را دچار افزایش ضربان خواهد نمود.

ایشان از هیئتها خواستند علیرغم مشکلات موجود که همیشه بوده و هست سعی کنند با همت خود هیئتها را سرپا نگه دارند.ایشان از روسای هیئت کوهنوردی استان نیز خواستند حرمت و احترام زیر مجموعه خویش را که فقط با عشق و علاقه و بدون پول و امکانات فعالیت می نمایند را نگه دارند.ایشان در زمینه تکمیل فرمها ی اشاره شده نیز به حاضران توصیه نمودند و آنرا در جهت تشکیل بانک اطلاعاتی کوهنوردان و کمک به حل مشکلات موجود موثر دانستند.

در قسمت دوم جلسه سردار امیرگل رئیس هیئت گیلان ،آقای قامتی دبیر هیئت به اتفاق چند تن از پیش کسوتان در جایگاه ویژه قرار گرفتند و ضمن پاسخگوئی به سئوالت حاضران در زمینه مسایل و مشکلات کوهنوردی هیئتهای استان به بحث و تبادل نظر پرداختند.

در این نشست پیرامون مسائلی نظیر نداشتن بودجه و امکانات ،سهل الوصول نمودن ثبت گروههای کوهنوردی،تدوین بخشنامه های ضروری،کوتاه کردن طول مدت کلاسهای آموزشی و کاستن هزینه های آن،مشکلات زوج و فرد کردن کوهنوردان(که غیر قابل اجراست)،ثبت گروههای کوهنوردی بدون مجوز،رعایت مسایل اخلاقی در کوهستان،تشکیل کارگاههای آموزشی و امداد و نجات کوهستان بحث و تبادل نظر شد و چند پیشنهاد جهت درامد زا یی هیئتهای کوهنوردی مطرح گردید.

این جلسه مدت سه ساعت بطول انجامید.جلسه با صلوات بر محمد و آل محمد پایان یافت.

از شهرستان لنگرود آقای حسین ملکی مقدم رئیس هیئت کوهنوردی لنگرود،آقای پرویز آل شعبان بازرس هیئت کوهنوردی لنگرود و سرپرست کوهنوردی گروه شهدای آنسرمحله،آقای علی مولوی نژاد از پیش کسوتان کوهنوردی لنگرود،آقای سید رسول موسوی از پیش کسوتان کوهنوردی لنگرود و بنده حقیر شرکت داشتیم.

در پایان همایش با اهدا لوح سپاس از حاضران در همایش قدردانی بعمل آمد.

به همّت شورای ورزشی،کانون فرهنگی مسجد صاحب الزمان (عج)پایگاه مقاومت شهدای آنسرمحله و با همکاری شورای اسلامی و شهرداری و

اداره اوقاف و امور خیریه شهرستان لنگرود یک دوره مسابقه دو در سه رده سنی به شرح ذیل در روز جمعه مورخه 26/10/1393 برگزار گردید:

الف-رده سنّی 9 و 10 سال به مسافت 500 متر از چهار راه آنسرمحله تا مسجد آنسرمحله

ب- رده سنّی 11 تا 14 سال به مسافت 800متر از گلزار شهدای لنگرود تا مسجد آنسرمحله

ج-رده سنّی 15 تا 20 سال به مسافت 3000 متر از سادات محله کوشالشاه تا مسجد آنسرمحله

این مسابقه قرار بود یک هفته پیش برگزار شود که به دلیل شرایط ناگوار جوی به این زمان موکول گردیده و اجرا شد.

ستاد اجرایی این مسابقات لازم میداند از اشخاص حقوقی و حقیقی ذیل که در برگزاری این برنامه مساعدت نمودند مراتب تقدیر و تشکر خود را ابراز نماید:

1-حجت الاسلام و المسلمین بازدار ریاست محترم اداره اوقاف و امور خیریه شهرستان لنگرود

2-جناب سرهنگ نیکفر فرماندهی محترم نیروی انتظامی شهرستان لنگرود

3-جناب آقای حاج غلامرضا منصفی ریاست محترم شورای اسلامی شهر لنگرود

4-آقای خداجو ریاست محترم اداره ورزش و جوانان شهرستان لنگرود

5-آقای ابراهیم حسن پور مسئول سازمان حمل و نقل شهرداری لنگرود

6-آقای حاج تقی فریب و حاج بهمن جهاندیده و آقای داوود فیضی به جهت حمایت مادی و معنوی

7-آقای حاج پرویز آل شعبان و هادی شعبانی از گروه کوهنوردی شهدای آنسرمحله که از عوامل موثر در اجرای این برنامه بودند.

برای همه این بزرگواران آرزوی توفیق و موفقیت روز افزون داریم.

جا دارد از آقایان اکبر خورشیدی و آقای شهدی نهایت تقدیر و تشکر را بعمل آوریم.

متاسفانه در روند دریافت مجوز برگزاری این مسابقات از هیئت دو میدانی آقای حسنی مسئول هیئت با برخوردی سرد و زننده با ستاد اجرایی مسابقات ،بیشتر با نیت سنگ اندازی در روند اجرای برنامه و با هدف مانع تراشی پیرامون این موضوع برخورد نموده،لذا با توجه به اینکه اداره محترم ورزش و جوانان متولی اصلی برنامه های ورزشی در سطح شهرستان است وجود چنین افرادی در بدنه این مجموعه ،موجبات ضرر  و زیان فراوان برای جامعه ورزش شهرستان لنگرود خواهد شد.

از نکات جالب توجه در این مسابقات این بود که در پایان مسابقه دو مراسم جنبی نیز برگزار گردید که از جمله آنها  می توان به اجرای حرکات موتورسواری

توسط نونهال عزیز آقای آل شعبان اشاره کرد.ایشان صاحب عناوین استانی و کشوری در این زمینه می باشند.

همچنین اجرای برنامه دمبل زنی به تعداد بالا توسط استاد محمود حقیقت جو که رکوددار جهانی در این زمینه هستند و اجرای بازی محلی قیش بازی

و برنامه طناب کشی می توان اشاره نمود که جملگی این برنامه ها با تشویق حاضران و با هیجان خاصی برگزار شدند.

یکی دیگر از نکات قابل ذکر در اجرای این برنامه ها ایجاد شور و نشاط مردم در همه رده های سنی بود.ترغیب و تشویق مردم خصوصاً جوانان به ورزش

ارزانترین و موثرترین راه در ارتقای سلامت اجتماعی و دور کردن افراد از اعتیاد،این بلای خانمانسوز می باشد.

در پایان این مراسم به نفرات برتر هر گروه شرکت کننده جوایزی اعطا گردید و از پیشکسوتان و مقام آوران ورزش منطقه با اهدا لوح ،تقدیر و تشکر بعمل آمد.

امیدواریم با بهره گیری از پیشنهادات و انتقادات دلسوزان ورزش منطقه بتوانیم با رفع نواقص و تقویت نقاط قوت برنامه های بهتری را در آینده اجرا نماییم.

اسامی برندگان هر رده سنی به شرح ذیل می باشد:

رده سنی 9و10 سال:

1-مانی صیادیان  50000 تومان

2-امیرعباس عباسی  40000تومان

3-سیدمهدی میرورازگاهی  30000 تومان

4-امیرمهدی خیز   20000 تومان

5-علی اکبری  10000 تومان

6-سامان نوروزیان   10000 تومان

7-سعیدیگانه  10000 تومان

8-پاشاکاملی  10000 تومان

9-سجاد پورحسین 10000 تومان

10-محمدحسام شبرنگ  10000 تومان

11-ماهان صیادیان  10000 تومان

رده سنی 11 تا 14 سال:

1- رضا فلاحی  80000 تومان

2-سامان کرمی  60000 تومان

3- سینا محبی مقدم 40000 تومان

4- سید رضا میر حسینی  30000 تومان

5- مهرشاد زبرجد  20000 تومان

رده سنی 15 تا 2 سال:

1- ابراهیم امیری  100000 تومان

2- مرتضی یزدانی   80000 تومان

3- سید رضا موسوی  60000 تومان

4- امیر خیزاب  40000 تومان

5- سامان جاهدی نیا  30000 تومان

گزارش تصویری این برنامه ها:

نقطه استارت مسابقه دو-گروه سنی 9 و10 سال-چهار راه آنسرمحله

اصل گرم کردن بدن قبل از شروع مسابقه با اجرای حرکات نرمشی و کششی

توجیه شرکت کنندگان قبل از شروع مسابقه دو

در حال رسیدن به خط پایان مسابقه-مسجد آنسرمحله

نونهال موتورسوار در حال اجرای برنامه

از همه عزیزانی که نامشان برده نشده و در اجرای برنامه همکاری نمودند صمیمانه تشکر و قدردانی می نماییم.

دوندگان 15 تا 20 سال در مسیر سادات محله کوشالشاه به مسجد آنسرمحله

مسابقه طناب کشی که با شور هیجان خاصی برگزار گردید.

بازی بومی محلی قیش بازی (بازی با کمربند) که مشتاقانی زیادی را بخود جلب نمود.چقدر خوب هست که در عصر بازیهای

بی تحرک رایانه ای فرزندانمان را با اینگونه بازیها که سرشار از جنبش و تحرک میباشد آشنا نماییم که با فرهنگ غنی ما ایرانیان

متمدن سنخیت بیشتری دارند.

اعطای جوایز به برندگان با حضور بزرگان محل و مقامات ورزشی منطقه که جا دارد از همه خانواده های عزیز که با حضور خود 

جلوه ویژه ای به این برنامه دادند تشکر نماییم.

اجرای برنامه دمبل زنی به تعداد بالا توسط استاد محمود حقیقت جو رکورددار جهانی این رشته

ورزش عامل ایجاد شور و نشاط اجتماعی و وفاق ملی هست.ورزش بهترین راه ایجاد وحدت و همدلی و همبستگی افراد با سلایق و علایق مختلف می باشد.

بیاییم دلسوزان ورزش را در برپایی اینگونه برنامه ها کمک و یاری رسانیم تا به داشتن جامعه ای پویا و شاداب و با طراوت افتخار نماییم .

                   خدایا چنان کن سرانجام کار        تو خشنود باشی و ما رستگار

 

 

-

 

ببار ای باران ، ببار که غم از دلم رفتنی نیست،

اشکهای روی گونه ام دیدنی نیست.

ببار ای باران که این تنهایی تمام شدنی نیست،

آن لحظه های زیبا تکرار شدنی نیست.

ببار ای باران که شعر تلخ جدایی خواندنی نیست ،

غم تلخی که در سینه دارم فراموش شدنی نیست


شادروان مختار حکیمی-همنورد فقیدمان که در 17 دیماه 93 به دیار باقی شتافت.روحش شاد،یادش گرامی

روز سه شنبه 17 دیماه 93 ساعت 8/30 صبح است.دوستان همنوردم آقایان مرادمند و دهدهی به دیدارم می آیند.از دیدنشان بسیار مسرور و مشعوف می شوم غافل از اینکه

خبری ناگوار در راه است.چهره دوستان برافروخته و درهم است.شیشه ماشین را پایین می کشند ،در ماشین نشسته اند و پیاده نمی شوند،چشمانشان اشکبار است.

برعکس گذشته که با لبخند و شوخی همدیگر را در آغوش می گرفتیم این دفعه حال و روزشان خراب است.خدایا چه شده است؟!!!!!!!!!

با لحن گرفته می پرسند آقای گلپور چه خبر؟!!!! می گویم خبر سلامتی!!!!!!!!!!!!! شما چه خبر دارید؟!!!!!!!!!  در حالیکه در ذهنم سئوالات متعددی نقش بسته است.

می گویند از آقای حکیمی چه خبر؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ می گویم بی خبر نیستم .بتازگی ایشان را ملاقات نموده ام.مثل همیشه شاداب و با نشاط و جدی در ورزش به کارشان مشغولند!!!!!!!!!!!

دوستان در حالیکه می گریند می گویند خبر داری آقای حکیمی فوت کرده است؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

به یکباره دنیا برایم تیره و تار می شود و باورم نمی شود آخه این خبر بیشتر به شوخی شبیه هست.دست و پایم شل می شود و در حالیکه به تیر برقی تکیه داده ام می خواهم بنشینم

اما نمی توانم.

شادروان حکیمی در یک روز تابستانی در جمع دوستان

بغضی در گلویم گیر کرده است.چاره ای جز گریستن ندارم.با صدای لرزان می پرسم چرا و چگونه؟!!!!!!!!!!

ایشان شرح ماوقع را توضیح می دهند.

شادروان حکیمی در یک روز زمستانی در جمع دوستان

بله آقای حکیمی در حال ورزش صبحگاهی و دویدن در مسیر جاده لیلاکوه دچار ایست قلبی شده و بدرود حیات گفته اند.....

شادروان حکیمی در جشنواره گل سوسن چلچراغ در منطقه داماش عمارلوی رودبار گیلان

یاد و خاطره همنوردان دیگرمان مرحوم هادی کریمی و اکبر مرزبان را هم گرامی میداریم.


یادو خاطره سه کوهنورد هموطن در برودپیک را نیز گرامی می داریم.

خداوند به همه همنوردان عزیز سلامتی و توفیق روزافزون عنایت فرماید.

                                                                                                    ان شا الله

 

 

 

 

جمعه 12 دی 1393 :: 21:30 ::  نويسنده : e30gol

عطاکوه لنگرود-طلوع خورشید مهربانی و عطوفت از دریچه درختان جنگل سرسبز و زیبا

در مسیر صعود به قله سبلان

در مسیر صعود به قله سماموس

در مسیر صعود به قله سماموس

طلوع خورشید زیبا بر دریای خزر از فراز سماموس

دریای خزر-از فراز سماموس

ارتفاعات سجیران در استان گیلان در یک روز برفی

تابش آفتاب در عصر یک روز تابستانی در منطقه چالدشت-لیارو لنگرود

در مسیر لنگرود به شهسوار برای صعود به منطقه 2000 شهسوار

منطقه لیلاکوه لنگرود از لابلای درختان جنگلی

طلوع خورشید نشانگر سلام مجدد به زندگی است.

خورشید باش که اگر خواستی برکسی نتابی نتوانی.

ستایش خدای خالق خورشید را از یاد نبریم.

خدایا شکرت!!!!!!!!!!!!!!!!

شنبه 06 دی 1393 :: 21:57 ::  نويسنده : e30gol

آشنائی با معروفترین کوه گیلان:

درفک معروفترین کوه گیلان اگرچه بلندترین کوه استان گیلان نیست اما بدلایل مختلف معروفترین آنهاست.حدود یک قرن پیش و برای اولین بار کوهنوردان

سیاح روسی در قالب یک گروه به این قله زیبا صعود کردند.گزارش کامل از نحوه صعود این گروه روسی در کتابخانه ملی شهر رشت موجود است.

این قله در مسیر تهران به رشت برای هر مسافری که بطرف گیلان در حال حرکت هست جلوه گری می کند.

جنگلهای بکر و انبوه،دیواره بلند و عریض شمالی،وجود حیات جانوری غنی و نیز غارهای معروفش در دامنه ها و داخل گودی قله از جمله موارد معروفیت قله درفک در بین تمام کوهنوردان ایرانی است.

از نظر منابع گیاهی نیز درفک در شمار غنی ترین مناطق کوهستانی ایران است.بخش اصلی رودخانه های فرارود از شمال و سیاه رود از جنوب این کوه سرچشمه می گیرند.

کوه درفک با ارتفاع 2733 متر در ابتدای شرق دره سپیدرود قرار دارد که صعود آن با توجه به مبدأ پایین حرکت در اغلب مسیرهای اصلی به راحتی میسر نیست.

به این دلیل گروههای کوهنوردی برای فتح آن اغلب برنامه دو روزه تدوین می نمایند.

بخاطر مجاورت با فلات ایران از سمت شرق (دیلمان) و قرار گرفتن دره بزرگ سپیدرود در جهت جنوب و غرب این قله و نیز وجود جلگه ای پست در شمال این قله

درفک محل تلاقی دو نوع اب و هوا مرطوب خزری و خشک و معتدل مدیترانه ای است.بهمین دلیل زمانی که جبهه هوای سرد از شمال به منطقه وارد می گردد.در ارتفاعات این کوه باد و سرمای بسیار شدید حاکم می شود و شرایط صعود خیلی دشوار و غافلگیرکننده می شود.به همین دلیل درفک را پرتلفات ترین کوه گیلان می نامند.

دستیابی به قله و غار یخی موجود در دهانه آن از چند مسیر مقدور است که به اختصار چند جهت اصلی آن بیان میشود.هرکدام از این مسیرها جلوه گری و زمان بندی مخصوص به خود را داراست.

مسیرهای صعود:

1-جبهه شمالی از دو مسیر کردسرا و گردوپشته

2-جبهه شرقی(روستای شاه شهیدان)

3-جبهه جنوب غربی(روستای راجعون)

4-جبهه جنوبی(روستای گلنکش)

مسیرشرقی(روستای شاه شهیدان):کوهنوردی این جبهه از روستای شاه شهیدان در منطقه باستانی دیلمان آغاز می گردد.پس از رسیدن به شهر سیاهکل از طریق جاده کوهستانی دیلمان باید به روستای فوق رفت.حرکت از پشت روستا شروع شده و باید با عبور از تپه ماهورهای زیبای مشرف به روستا در فاصله زمانی 1/5 ساعت به ییلاق اربوناب رسید که دارای چشمه ای خوب با کلبه های چوپانی است.

در سالهای اخیر از منطقه چیچال در پایین دست اربوناب جاده ای جیپ رو تا داخل کاسه درفک کشیده شده که در بالای منطقه اربوناب با راه مالرو کوهنوردی یکی می شود.بهر صورت در ادامه با عبور از منطقه کفترچاک و بالا رفتن از شیب قبل از کاسه با فاصله3 ساعت از اربوناب می توان به منطقه کاسه درفک و کلبه های موجود در آن رسید.این مسیر کوتاهترین مسیر کوهنوردی قابل دستیابی به درفک است.

علاقمندان جهت کسب اطلاعات بیشتر و آشنائی با سایر مسیرهای عنوان شده می توانند به وبلاگ تیلار مراجعه نمایند.

گزارش صعود:

در ساعت یک بامداد روز جمعه 5/10/1393 تعداد 9 نفر از کوهنوردان لنگرودی به سرپرستی آقای هادی کاظم نژادلنگرود را بقصد صعود به درفک ترک نمودند.در ساعت 4 بامداد به روستای شاه شهیدان رسیدیم.پس از نیم ساعت گرم کردن در ساعت 4/30 حرکت به سمت قله را آغاز نمودیم.ما در ساعت 11/30به قله رسیدیم.البته صرف صبحانه کمی بعد از اربوناب بمدت حدود نیم ساعت و چند استراحت کوتاه در طول مسیر داشتیم.

از نکات قابل توجه در این صعود پربرف بودن مسیر کوهنوردی بود که جادارد از زحمات آقای سید هادی هاشمی که مدام 20 متر جلوتر از سایر افراد مسیر برفی را باز میکردند تا باعث تسهیل صعود سایر اعضا شوند تقدیر و تشکر نماییم.

از دیگر نکات قابل ذکر در این صعود شدت وزش باد بود به نحویکه یک گروه کوهنوردی دیگر که به سمت قله می آمدند از صعود منصرف شده و به پایین حرکت نمودند .

تنی چند از دوستان نیز دچار گرفتگی عضلانی شدند و علیرغم این مسئله با مشقت زیاد خود را به قله رساندند.

بدلیل شرایط نامساعد جوی و وزش شدید باد به زحمت توانستیم چند عکس خاطره انگیز بگیریم.

ما در ساعت 17/30 به روستای شاه شهیدان برگشتیم و در ساعت 20/30 به شهر و دیار خود لنگرود وارد شدیم.

اعضای شرکت کننده در این برنامه:

آقایان:

1-هادی کاظم نژاد-2-یزدان بخش-3-حسین ملکی مقدم-4-سید هادی هاشمی-5-یاسر سیاری-6-احمدمنتظری-7-اسماعیل رجب پور-8-اسماعیل رجب زاده-9-پرویز آل شعبان

از آقای حاج پرویز آل شعبان بخاطر تهیه گزارش این برنامه تشکر و قدردانی می نمائیم.

گزارش تصویری:

صعود مشترک تعدادی از اعضای گروه کوهنوردی شهدای آنسرمحله با تعدادی از اعضای هیئت کوهنوردی لنگرود به درفک

مسیر پر برف صعود به قله

عکسی زیبا در طول مسیر صعود

این صعود را تقدیم می نمائیم به بیماران خاص و از خداوند برایشان سلامتی و توفیق آرزومندیم.


 

 

 

 

 

دوشنبه 01 دی 1393 :: 21:41 ::  نويسنده : e30gol
  

  

                   

هر عقیده ای هم که داشته باشی

اینها سزاوار احترام هستند.

                    

                               

شنبه 29 آذر 1393 :: 21:26 ::  نويسنده : e30gol

مصاحبه با عظیم قیپی ساز

 

کوه‌نورد ایرانی که در آستانه ثبت یک رکورد جهانی و قرار گرفتن بین ۳۱ کوه‌نورد ماندگار جهان است، از اینکه ماه‌هاست نتوانسته وزیر ورزش و جوانان را ملاقات کند گلایه دارد!

azim5

به گزارش خبرنگار مهر، عظیم قیچی‌ساز با فتح سیزده قله بالای هشت هزار متر دنیا در آستانه ثبت یک رکورد تاریخی قرار گرفته است. رکوردی که تنها ۳۱ کوهنورد در طول تاریخ به آن دست یافته‌اند. این اتفاق قرار است بهار سال آینده رخ بدهد تا این افتخار بزرگ نصیب ورزش ایران شود اما او در فاصله چند ماه این اتفاق تاریخی از کم توجهی‌ها دلخور است. بی محلی‌هایی که از سوی مسئولان ورزش صورت گرفته او را آزرده خاطر کرده و انگیزه‌هایش را کم کرده است با این حال عظیم قیچی‌ساز عزم جدی برای پایان پروژه خود دارد. این کوه‌نورد با حضور در خبرگزاری مهر از شرایطی که برایش پیش آمده و پروژه‌ای که به دنبال اتمام آن است حرف زد که متن این گفتگو را در زیر می خوانید:

شما امسال سیزدهمین صعود بالای هشت هزار متر را انجام دادید ولی پس از آن نارضایتی زیادی در رفتارهایتان به چشم می‌خورد، چرا؟
واقعیت این است که سیزدهمین صعود من بهار امسال بود که بعد از برگشتن به ایران مصاحبه‌ای کردم و گفتم وزیر ورزش ورزشکار خود را نمی‌شناسد. من تا به حال ۱۳ صعود بالای هشت هزار متر را انجام دادم که وزارت ورزش هیچ نقشی در آن نداشت. همه صعودهای خودم را از طریق شهر خودم و حمایت‌های اسپانسرها انجام دادم.

یک موضوعی را به شما بگویم همه ورزشکاران قبل از رفتن به خارج از کشور به دنبال مجوز شورای برون مرزی هستند تا بتوانند از آن استفاده جانبی را ببرند. من هم به دنبال تحصیلات تکمیلی خودم برای دانشگاه بوده‌ام ولی هرچه تلاش می‌کنم به جایی نمی‌رسم. من مقطع کارشناسی را تمام کردم و می‌خواهم ادامه تحصیل دهم ولی در این مدت ۵ بار به وزارت ورزش رفتم اما هیچ وقت نتیجه‌ای نگرفتم و گفتند باید از طریق قانونی یعنی از طریق فدراسیون کوه‌نوردی اقدام کنم تا شاید برایم کاری انجام دهند.

* واقعا خواسته مالی از وزارت ورزش ندارید و تنها به دنبال ادامه تحصیلات هستید؟
- فقط خواستم من را معرفی کنند تا بتوانم ادامه تحصیل بدهم. کوه‌نوردی ورزش مدال آور نیست و در آن معادل سازی صورت می‌گیرد. به طوری که صعود به اورست معادل کسب مدال در بازی‌های آسیایی و المپیک محسوب می‌شود اما این کار را متاسفانه برایم انجام نمی‌دهند. نمی‌دانم ادامه تحصیل من چه مشکلی را ایجاد می‌کند که ۶ ماه است منتظر پاسخ دوستان هستم؟ مگر یک نفر که در شهرستان زندگی می کند چقدر می‌تواند از کار و زندگی‌اش بزند منتظر پاسخ بماند. هر چقدر تلاش می‌کنم مدام می‌گویند منتظر دستور وزیر یا معاون وزیر هستیم ولی آخر سر هیچ اتفاقی رخ نمی‌دهد.

* در این مدت بالاترین مقامی که از وزارت به شما فرصت ملاقات داد چه کسی بود؟
- تنها دفتر امور مشترک فدراسیون‌ها بوده که بارها رفتم. هر وقت دنبال ملاقات با وزیر یا معاون وزیر بودم فقط بین طبقات مرا بالا و پایین فرستادند. من از تبریز به تهران می‌آیم تا دنبال کارهایم باشم اما نمی‌توانم که زندگی‌ام را رها کنم و فقط منتظر بمانم تا شاید کاری برایم انجام دهند. به من گفتند فدراسیون اقدام کند تا پیگیری کنیم ولی باز هم هیچ خبری نیست.

* پاداش‌هایی که به قهرمانان تعلق می‌گیرد را به شما هم پرداخت کرده‌اند؟
- ببینید من فقط برای ادامه تحصیل دارم تلاش می‌کنم نه چیز دیگر. البته موضوع تجلیل از قهرمانان را نسبت به ارتفاع صعود قرار بود در نظر بگیرند که مثلا ۱۰ یا ۲۰ سکه به ما پرداخت کنند اما ارتفاعی که من رفتم را آنها اشتباه کردند و وقتی این قضیه را مطرح می‌کنیم با وجود اینکه می‌دانند اشتباه کرده‌اند طوری رفتار می‌کنند که کاملا بی احترامی به ورزشکار است می‌گویند همین که همین جایزه را گرفتی برو!
این حرف خیلی سنگین است. اگر می‌خواهند به ورزشکار پاداشی بدهند با منت این کار را نکنند. در زمان احمدی‌نژاد خاطرم است سال ۸۹ قرار بود به خاطر عناوینی که کسب کردیم به ما پاداش تعلق گیرد که سه سال بعد آنها را پرداخت کردند ولی سکه‌ها را به قیمت سه سال قبل آن به ما پرداخت کردند. حالا هم که یک جور دیگر با ما برخورد می‌کنند. من آن مصوبه را دارم که تایید کردند به ورزشکاران قهرمان چه تسهیلاتی تعلق می‌گیرد ولی پیگیر این کار نیستم حالا هم دست من از همه جا کوتاه شده است.

* چند سال است که برای کوهنوردی حرفه‌ای وقت گذاشتید؟
- ۱۵ سال است که کوهنوردی می‌کنم از سال ۸۱ که اولین صعود هشت هزار متری را شروع کردم همزمان با فوت مرحوم اوراز در گاشربروم بود. سال ۸۴ من اورست را فتح کردم و پس از آن ۱۳ صعود هشت هزار متری و ۵ صعود بالای هفت هزار متر داشته‌ام.

* و فقط لوتسه باقی مانده تا پرونده قله‌های هشت هزار متری را ببندید؟
- بله. فقط آن مانده ولی یک کار دیگر هم باید انجام دهم. من می‌خواهم یک بار دیگر به اورست بروم چون زمانی که به اورست رفته بودم با خودم کپسول اکسیژن حمل کردم اما این بار می‌خواهم بدون اکسیژن بروم تا رکورد هر ۱۴ قله بالای هشت هزار متری جهان بدون اکسیژن را برای ایران ثبت کنم. تا حالا در تاریخ فقط ۱۵ نفر بدون اکسیژن این کار را انجام دادند که آخرین آنها هفت سال و دو ماه طول کشید و بهترین زمان ممکن بود اما من اگر این کار را انجام دهم ۶ سال و هشت ماه خواهد بود که بهترین حد نصاب از نظر زمانی برای این کار است. از طرفی من کم سن و سال ترین کوهنوردی هستم که این کار را انجام می‌دهد. اگر سال گذشته اسپانسر به موقع مرا حمایت می‌کرد می‌توانستم زیر ۶ سال این رکورد را ثبت کنم که رکوردی فوق العاده می‌شد.

* برنامه شما برای فتح این دو قله چه زمانی اجرا می شود؟
- من برای فتح لوتسه و اورست بهار سال ۹۴ را در نظر گرفتم. اول تصمیم دارم به لوتسه بروم تا این پروژه ۱۴ تایی را تمام کنم بعد به اورست بروم. کوهستان همیشه خطرناک است و ممکن است این کار ناتمام بماند پس اگر فرصت شد اول به لوتسه می‌روم که در نزدیکی اورست قرار دارد و حتی تا کمپ ۳ صعود هر دو قله مشترک است البته این کار سه ماه طول می‌کشد و من در این سه ماه باید بعد از صعود به لوتسه به پایین برگردم و مدتی را بمانم تا انرژی خودم را بازیابی کنم پس از آن دوباره شروع کنم به صعود به اورست.

* به نظر می‌رسد هزینه زیادی در این مدت تقبل کرده‌اید؟
- برای هر صعود تقریبا ۲۰ هزار دلار هزینه شده است که ۲۰ تا ۳۰ درصد را از این پول خودم پرداخت می‌کنم و بقیه را شهرداری تبریز و دیگر شرکت‌ها به من کمک کردند. من دوست دارم این کار را تمام کنم. یک دوستی به من گفت من پول می‌دهم تا این کار تمام شود ولی این پول را به تو نمی‌دهم بلکه این پول را پرداخت می‌کنم تا این کار به نام ایران ثبت شود. در تمام مدت جوایزی که به ما داده بودند را فروختم تا هزینه سفر بعدی‌ام را جور کنم که آن هم به قدری ناچیز بود که شاید تنها ۲۰ تا ۳۰ درصد از کل هزینه‌های سفر بعد من را تامین می‌کرد. من این را بگویم که وزارت ورزش بدون ما ورزشکاران یک وزارت بی‌هویت است پس لطفا این وزارت به مشکلات ما رسیدگی کند.

* از اولین صعود هشت هزار متری که داشتید چه خاطره‌ای در ذهن‌تان مانده است؟
- کوهنوردی خیلی جدی است مثل بقیه ورزش‌ها نیست که مثلا گل بخوری فرصت جبران داشته باشی. گل خوردن در کوهنوردی مساوی است با مرگ و حادثه جبران ناپذیر. من در تمام مدت نزدیک به ۱۰ نفر از همنوردانم را از دست دادم. یک چیز دیگر هم به شما بگویم تا حالا نشده که من برای صعود به قله دوبار تلاش کنم و همه قله‌ها را در همان بار اول فتح کردم خوشحالم که به اینجا رسیدم. دوستانی مثل اوراز، امیری، خانم بهرامی و … داشتم که متاسفانه جان خود را از دست دادند. شاید من خوش شانس هستم که اینجا نشستم و با شما صحبت می‌کنم.

* چرا تصمیم گرفته‌اید برای صعود به قله های هشت هزار متری با ایرانی‌ها همنورد نشوید؟
- این تصمیم را گرفتم. البته خیلی خوب است که بتوانی با هموطن خود به یک صعود هشت هزار متری بروی ولی بار مسئولیت اجازه نمی‌دهد این کار را بکنم. تصورش را بکنید شما سه نفره بروید بعد دو نفره برگردید آن وقت خانواده آن فرد چه فکری می‌کند، نمی‌گویند چرا بچه ما را جا گذاشتید. اینجا هم شرایط طوری نیست که برای آنها شبیه‌سازی کنیم که چه اتفاقی برای آن فرد رخ داده است. برای اینکه بار مسئولیت کم شود و حواشی به وجود نیاید من این کار را نمی‌کنم.

* تا حالا سقوط از قله هم داشتید؟
- سقوط کردن به طور حتم بخشی از آن به خستگی بر می‌گردد وقتی دو همنورد با هم به ارتفاع می‌روند اگر یک نفر از آنها صددرصد انرژی‌اش تمام شود شک نکنید نفر بعدی نهایتا ۵ درصد از انرژی‌اش باقی مانده باشد برای همین نمی‌شود به همدیگر موقع سقوط کمک کرد. ما به هنگام صعود هم طناب نمی‌شویم تا اگر کسی پرت شد بقیه را با خودش به پایین نکشد. هرکس نسبت به توانایی خودش انتظار صعود دارد البته شاید در برخی موارد هم طناب شویم تا به هم کمک کنیم. ولی هیچ وقت نمی‌توانیم پیش بینی کنیم چه زمانی اکسیژن به مغزتان نمی‌رسد و چشم‌تان سیاهی می‌رود تا در یک لحظه به پایین پرت شوید. خیلی جاها شده دوستانی که در حال سقوط بودند را کمک کنیم ولی همیشه سعی می‌کنیم طوری صعود کنیم که به لحظه سقوط نزدیک نشویم چون به طور معمول وقتی کسی سقوط می‌کند دیگر کاری از دست بقیه ساخته نیست.

* از این اتفاقات وحشت ندارید؟
- نه. به این موضوع فکر نکردم ولی گاها اتفاقاتی رخ می‌دهد که اصلا قابل پیش بینی نیست. ما یک بار از صعود به قله هشت هزار متری برمی گشتیم که به کمپ ۴ رسیدیم ولی آنجا استراحت نکردیم و گفتیم باز هم پایین‌تر برویم تا در یک مکان دیگر چادر بزنیم. ما چادر زدیم و خواب بودیم ساعت دقیقا ۴ صبح بود که به یک باره صدای وحشتناکی آمد و همه را ده‌ها متر پایین‌تر پرت کرد. در واقع همه زیر بهمن دفن شده بودیم من تا نیم ساعت گیج بودم و فقط توانستم کیسه خواب خودم را پاره کنم تا خودم را نجات دهم. به زور خودم را از برف بیرون کشیدم و هر جا را که نگاه می‌کردم فقط برف و بهمن بود تصورش را بکنید آن موقع شب همه چیز شما زیر برف دفن شده باشد حتی نمی‌دانید کفش شما کجاست با هزار زحمت گشتیم و وسایل را یک به یک پیدا کردیم البته یک کفش را تا فردا طول کشید پیدا کنیم و با آن وضعیت آرام آرام به سمت پایین حرکت کنیم. همان بهمن کل کمپ ۴ را با خودش برده بود و ۱۱ نفر را کشت اگر ما غروب همان روز در کمپ ۴ مانده بودیم الان دیگر اینجا نبودم. اینها اتفاقاتی است که در کوه رخ می‌دهد و هیچ کاری از دست کسی ساخته نیست شاید در آن منطقه ۳۰ سال بود که بهمن این چنینی نیامده بود ولی یک دفعه همه چیز را از بین می‌برد.

* همیشه این سوال وجود داشته که برای صعود چند هفته‌ای چطور مشکل تغذیه پیدا نمی‌کنید؟
- ما قبل از اینکه از ایران خارج شویم با شرکت‌هایی در آنجا قرارداد می‌بندیم تا تغذیه ما را تا کمپ اصلی تامین کند. در واقع آنها امکانات هم ارائه می‌دهند و خدمه تا کمپ اصلی شما را حمایت می‌کنند اما پس از آن مجبوریم با خودمان کنسرو و سوپ آماده ببریم. در کل کار سختی است چون ما باید به هر کمپ که می‌رویم بارگذاری کنیم و دوباره برگردیم کمپ پایین که وسایل خود را به کمپ بالا انتقال دهیم این رفت و برگشت در هر کمپ تکرار می‌شود تا از کمپ ۴ به سمت قله حمله کنیم یک زمانی هم پیش می‌آید به خاطر بارش برف و باران تا یک هفته و ۱۰ روز صبر می‌کنیم تا ببینیم چه زمانی برای صعود بهتر است. ما حتی مجبور هستیم در چادرهای یک در یک و با گرم کردن آب استحمام را انجام دهیم آن هم در شرایطی که همه جا پوشیده از برف و یخ بوده و چند درجه زیر صفر است.

* وضعیت هوا چطور در ارتفاعات پیش بینی می‌کنید؟
- این کار را بیشتر با تلفن ماهواره‌ای انجام می‌دهند البته برخی از کوهنوردان که وضع مالی‌شان خوب باشد این کار را انجام می‌دهند ما خودمان گوشی‌های ماهواره‌ای داریم و از طریق تلفن هوا را کنترل می‌کنیم. این را هم بگویم در مدت صعود از گوشی‌هایی استفاده می‌کنیم که با انرژی خورشیدی شارژ می‌شود.

* وقتی به اورست صعود کردید در بالاترین نقطه کره زمین ایستاده بودید چه احساسی داشتید؟
- اورست را همراه با بانوان ایرانی که صعود کرده بودند فتح کردیم در واقع در سال ۸۴ بود که در قالب تیم ملی به اورست رفتیم. اورست بلندترین نقطه جهان است ولی به نظر من دیگر قله‌های هشت هزار متری جهان خطرناک‌تر از اورست هستند و صعود به آنها سنگین‌تر و خطرناک‌تر است البته من نمی‌گویم صعود به اورست راحت است اما چون علاقمندان زیادی دارد امکانات خوبی برای آن فراهم کردند. البته چه اورست چه دیگر قله‌ها حس خوشحالی به آدم می‌دهد بگذار راحت بگویم وقتی کسی به آنجا می‌رسد ممکن است از خوشحالی گریه کند در آن لحظه هیچ کاری ارادی نیست و غرقه در شادی هستیم اما کوهنوردان با تجربه همیشه می‌گویند صعود به چنین قله‌ای تنها ۳۰ درصد کار است و بقیه مشکلات به هنگام برگشت شروع می‌شود چون که خیلی‌ها برای رسیدن به این قله صددرصد انرژی خودشان را می‌گذارند و دیگر انرژی زیادی برای بازگشت باقی نمی‌ماند برای همین است که خیلی از کوهنوردان به هنگام بازگشت دچار حادثه می‌شوند.

* معمولا وقتی به قله رسیدید تا چه مدت آنجا می‌مانید؟
- نهایتا ۱۰ تا ۱۵ دقیقه بیشتر آنجا نمی مانیم آن هم برای اثبات صددرصدی صعود خودمان به قله چون مجبوریم آنجا فیلم و عکس بگیریم تا بتوانیم آن را به ثبت برسانیم اما خیلی وقت ها ممکن است هوا ابری و برفی باشد به خاطر همین کار سخت تر می شود. در همین صعود اخیر من به شیشاپانگما خیلی ها می پرسیدند که چطور تنهایی به قله رسیدی. ما یک اکیپ بودیم که در مرحله پایانی دیگر همنوردان با من نیامدند و خودم به تنهایی کار را تمام کردم. در بالای قله سنگ هایی وجود دارد و در محیط آن یک قله دیگر از یک زاویه مشخص است که تنها زمانی که به بالای شیشاپاگما برسید می توانید از آنها عکس و فیلم تهیه کنید. من حتی زمانی که به قله رسیدم شرایط جوی مساعد نبود و ۴۵ دقیقه تک و تنها در آنجا ماندم تا هوا باز شود و بتوانم عکس و فیلم بگیرم تا آن را ثبت کنم.

* قبول دارید صعود تنهایی ریسک بزرگی بود؟
- کوهنوردی از اول تا آخرش ریسک است ولی بهترین سرپرست و صعود کننده آن کسی است که نسبت به شرایط بهترین تصمیم را بگیرد ممکن است یک وقتی مجبور به عقب نشینی شویم چراکه صعود خطرناک است. امسال در همان قله سه کوهنورد باتجربه اروپایی در بهمن گرفتار شدند و جان خود را از دست دادند. به هر حال مسیرها طوری است که باید تا جایی که امکان دارد ریزش بهمن را پیش بینی کنید و یک زمانی است مثل آن شب که در خواب بودیم ناگهان بهمن آمد دیگر هیچ چیزی قابل پیش بینی و کنترل نیست. همیشه باید روی توانایی خود حساب کنیم نه دیگران تا بتوانیم کار را به پیش ببریم.

* در طول سال چطور از لحاظ جسمانی خودتان را آماده نگه می‌دارید؟
- کوهنوردی در کل یک ورزش هوازی است چون در ارتفاع اکسیژن کمی وجود دارد برای همین من تمرینات هوازی دوچرخه سواری و دو را انجام می‌دهم.

* صعودها به قله‌های داخلی مثل دماوند و سبلان در شما چه حسی ایجاد می‌کند؟
- بارها شده من به سبلان رفتم و ارتفاع زده شدم و حالم بد شد به پایین برگشتم و یخچال‌های شمالی سبلان چندین بار به مشکل برخوردم و باید کار هم هوایی را انجام می‌دادم تا به قله برسم. دماوند را هم مثل همه افراد دیگر صعود می‌کنم البته می‌توانم بدون هم هوایی و خیلی سریع این کار را انجام دهم ولی این طوری هیچ لذتی برای من ندارد بلکه دوست دارم یک شب را در کمپ بمانم و پس از آن صعود کنم.

* فکر می‌کنید که باز هم در ایران کسانی باشند که راه شما را ادامه بدهند؟
- ما خوشبختانه کوهنوردان خوبی در ایران داریم محمود هاشمی، حسین مقدم، نجاریان، زارعی رئیس فدراسیون و… که همگی چندین صعود بالای هشت هزار متر داشتند حتی شعاعی رئیس قبلی فدراسیون نیز اورست رفته بود که همه اینها از دوستان من هستند.

* چرا در صعود به اورست از اکسیژن استفاده کردید ولی در قله های دشوارتر این کار را انجام ندادید؟
- چون اولین صعود بالای هشت هزار متر من بود و در قالب تیم ملی به آنجا رفته بودیم آن سال نسبت به مسئولیتی که داشتیم و دستور سرپرست تیم به خاطر خودمان که اولین تجربه را می‌گذراندیم مجبور شدیم از اکسیژن استفاده کنیم که من تا قله جنوبی هشت هزار و ۷۰۰ متری با اکسیژن رفتم ولی بعد از آن دیگر اکسیژن استفاده نکردم.

* این سوال وجود دارد که چطور روی صعودهای کوهنوردان نظارت وجود دارد و از کجا معلوم که آنها در طول مسیر از اکسیژن استفاده نمی‌کنند؟
- در طول مسیر که هیچ نظارتی وجود ندارد چون که کسی با شما تا آخر مسیر نمی‌آید کوهنوردی بیشتر برای لذت خود افراد است و برای اینکه به خودم ثابت شود همه صعودها را به صورت پاک صعود کردم البته آن نفراتی که با شما هستند مراقب هستند که از اکسیژن استفاده نکنی و معمولا کپسول‌های اکسیژن که ۵ کیلوگرمی است را در بیس کمپ تهیه می‌کنند و وقتی از آنجا عبور کنید دیگر مکانی برای تهیه اکسیژن وجود ندارد.

* تا حالا در طول مسیر به حیوانات و پرندگان هم برخورد کرده اید؟
- نه اصلا. در ارتفاعات که اصلا حیوانی وجود ندارد چون هم خطرات است و هم غذایی وجود ندارد که به آنجا بروند اما فقط کلاغ‌ها بالا می‌آیند و حتی تا ارتفاع هفت هزار و ۵۰۰ متری نیز ما را دنبال می‌کنند تا بتوانند از غذای ما بدزدند این کلاغ‌ها از کلاغ‌های معمولی بزرگ‌ترند و اگر غذا را خوب پوشش ندهیم آنها را می‌برند و حتی من دیدم با نوک منقار خودشان آنچنان به کنسرو ضربه می‌زنند که آن را باز می‌کنند و از داخل آن می‌خورند ارتفاع هفت هزار و ۵۰۰ متری را ارتفاع مرگ می‌گویند برای همین جانداری در آنجا زندگی نمی‌کند. بدن انسان در این ارتفاع خود به خود انرژی خود را از دست می‌دهد چراکه اکسیژن در آنجا یک سوم حالت عادی است و روی همین حساب است که در ارتفاعات خواب و خوراک ما بسیار کم می‌شود چون به کوهنورد حالت تهوع دست می‌دهد و نمی‌تواند برای هضم غذا به اندازه کافی اکسیژن مصرف کند.

* بعد از اینکه لوتسه و اورست را فتح کنیم برنامه‌تان چه خواهد بود؟
- برنامه من این است که دیگر به زندگی شخصی‌ام برسم فعلا مجرد هستم و می‌توانم این صعودها را انجام بدهم اما وقتی در زندگی‌ام مسئولیت به وجود بیاید ان وقت دیگر نمی‌توانم نصف سال را در کوه‌ها سپری کنیم. البته یک چیزی را به شما بگویم من اگر در همان سال‌های اول می‌دانستم این کار چقدر خطرناک است و اینقدر ریسک بالا دارد هیچ وقت دست به این کار نمی‌زدم ولی حالا به جایی رسیدم که دیگر نمی‌توانم آن را نصف و نیمه رها کنم. در سال‌های آینده مطمئنا کسانی خواهند آمد که برای این کار تلاش خواهند کرد اما می‌خواهم این یک کادو از طرف من به ملت ایران باشد تا حالا ۱۵ نفر در طول تاریخ بدون اکسیژن هر ۱۴ قله بالای هشت هزار متری دنیا را فتح کردند که اکثرا اروپایی بوده و فقط یک آسیایی از کشور کره در بین آنها وجود دارد برای اروپایی‌ها باور اینکه من با این امکانات کم ۱۳ قله را فتح کنم خیلی سخت بود اما از زندگی خودم گذشته‌ام تا به اینجا رسیده‌ام وامیدوارم بتوانم این کار را به خوبی به پایان ببرم.

* چرا دوست دارید دور از چشم مردم باشید؟
- دوست ندارم مردم مرا با انگشت اشاره نشان دهند می‌خواهم زندگی عادی داشته باشم و خودم را زیر افتخارات دفن نمی‌کنم. من حتی برای رفتن به دانشگاه هم با دوچرخه می‌روم و مثل همه زندگی عادی دارم.

منبع: خبرگزاری مهر   24 آذر93

 گفتگو: علی رضایی

پنج‌شنبه 20 آذر 1393 :: 13:23 ::  نويسنده : e30gol

روز جهانی کوهستان، فرصتی است برای آگاهی بخشی در زمینه‌ی اهمیت کوه‌ها در زندگی، تاکید بر فرصتها و الزام‌ها در گسترش منطقه‌های کوهستانی، و ایجاد همکاری برای دگرگونی‌های مثبت درکوه‌ها و سرزمین‌های پر ارتفاع جهان.

مجمع عمومی سازمان ملل از سال ۲۰۰۳ یازدهم دسامبر را "روز جهانی کوهستان" نامیده است. این تصمیم، در پی موفقیت سازمان ملل در اعلام سال ۲۰۰۲ به عنوان "سال جهانی کوه ها" بود که توانست آگاهی جهانی درباره‌ی کوه‌‌ها را افزایش دهد، موجب تشکیل کمیته‌های ملی کوهستان در ۷۸ کشور شود و با ایجاد سازمان "همکاری کوهستانی"(Mountain Partnership) هم‌بستگی جهانی در این زمینه را افزایش دهد.

FAO (فائو، سازمان جهانی خواربار و غذا) به عنوان نهاد هماهنگ کننده‌ی سال جهانی کوه‌ها و مسوول نظارت بر برگزاری روز جهانی کوهستان انتخاب شده است.

ویژه برنامه کوهپیمائی بمناسبت گرامیداشت این روز(دکل مخابراتی عطاکوه):

جمعه 21/9/1393:

گزارش تصویری:


   

  

  

  

   

 

درباره وبلاگ


به وبلاگ من خوش آمدید
موضوعات

پيوندها

نويسندگان

 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران